چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاریخورد ز غيرت روی تو هر گلی خاری
ز کفر زلف تو هر حلقه‌ای و آشوبیز سحر چشم تو هر گوشه‌ای و بيماری
مرو چو بخت من ای چشم مست يار به خوابکه در پی است ز هر سويت آه بيداری
نثار خاک رهت نقد جان من هر چندکه نيست نقد روان را بر تو مقداری
دلا هميشه مزن لاف زلف دلبندانچو تيره رای شوی کی گشايدت کاری
سرم برفت و زمانی به سر نرفت اين کاردلم گرفت و نبودت غم گرفتاری
چو نقطه گفتمش اندر ميان دايره آیبه خنده گفت که ای حافظ اين چه پرگاری

تعبیر:تردید و دو دلی را رها کن. گمان نکن که تنها هستی و به دوستان و یاران خود اعتماد کن. بیهوده آنان را از خود نرنجان. به نصیحت خیرخواهان توجه کن. به کسانی که به تو احتیاج دارند، بی توجهی نکن. در راه رسیدن به مقصود به بخت و شانس و تقدیر تکیه نکن، بلکه به توانایی های ذاتی خود اتکا داشته باش.


powered by www.falehafez.org