به تيغم گر کشد دستش نگيرم
وگر تيرم زند منت پذيرم
کمان ابرويت را گو بزن تير
که پيش دست و بازويت بميرم
غم گيتی گر از پايم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگيرم
برآی ای آفتاب صبح اميد
که در دست شب هجران اسيرم
به فريادم رس ای پير خرابات
به يک جرعه جوانم کن که پيرم
به گيسوی تو خوردم دوش سوگند
که من از پای تو سر بر نگيرم
بسوز اين خرقه تقوا تو حافظ
که گر آتش شوم در وی نگيرم

تعبیر:دل به دریا زده ای و بی محابا پیش می روی و خود را به تقدیر سپرده ای. بهتر است که کمی دقت کنی و با تعمق و تعقل به کار خود بپردازی تا موجب ندامت و پشیمانی نشوی.

مطلب داغ طالع روزانه خود را از اینجا ببینید!

www.falehafez.org